سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
7
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
طبرسى در تفسيرش گفته « وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ » يعنى در موقع امتحان بداند كى راستگو و كى دروغگو است و هميشه خداى تعالى عالم به آن است و لكن نميداند موجود را مگر وقتى كه موجود ميگردد و بسيارى از مفسرين گفتهاند ( فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ ) يعنى تا خدا آنچه از عمل ناكرده كه خواهند كرد بداند كه آن را كرده و موجود شده زيرا حق تعالى معدوم را بعنوان موجود نداند بلكه تا موجود نشود آن را بصفت موجود نداند لكن اينطور بيان موهم اين است كه بحدوث اشياء علم خدا حادث ميگردد و چنين نيست علم حق تعالى بگذشته و آينده يكسان است هيچ تغييرى در علم ازلى او نخواهد بود . و بگفته فخر رازى كه هر چيزى كه واقع است بآنطورى كه واقع است ميداند نزديكتر بحقيقت مينمايد اگر مقصودش چنين باشد كه آنچه در عالم واقع است بدون اينكه زمان گذشته و آينده در آن مدخليت داشته باشد مىداند درست است زيرا كه علم حق تعالى باشياء از جهت علم به علت آنها است نه از جهت معلول و علت و سبب اشياء ذات مقدس او است كه علم به خودش از جهت اينكه علت و سبب موجودات است بعينه علم به آنها است . لكن از اين مثال كه علم خدا را تشبيه بآينه نموده كه هر چه واقع گردد همانطور ميداند با علم ازلى سابق وفق نمىدهد و چنين معلوم مىشود كه ميخواهد بگويد حادثات را هنگام حدوث ميداند نه قبلا ولى اگر چه گفتهاند ( المثال يقرّب من وجه و يبعّد من وجوه ) لكن از اينكه استظهار نموده كه فعل دلالت بر ثبوت مصدر ندارد و اسم فاعل دلالت بر ثبوت مصدر دارد موهم اين است كه خواهد بگويد « فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ » چون فعل است دلالت بر دوام مصدر كه علم باشد ندارد يعنى حادثات را هنگام حدوث بر آن وجهى كه حادث شده ميداند نه قبل از آن . و چون يكى از معارف بلكه بالاترين آنها علم حق تعالى است به خود و مخلوقاتش اين است كه بر هر مؤمن فرض است كه و لو اجمالا بداند و تصديق نمايد كه علم مبدء تعالى بموجودات ازلى است .